تبلیغات
اگر تقابل بین سنت و مدرنیته )در معنای عام كلمه) در معماری، موجب بسط تئوریك زمینه ای شود كه بتوان آن را رویكرد روشنگری معمارانه )یا چیزی مشابه آن) نامید، به راستی می توان گفت كه روند حال حاضر معماری ما نیز فرصت خروج از بن بست نظری را كه دامن گیر آن آست یافته، چه بسا كه در مواردی نیز امتیاز پیشرو بودن را حتی در مقیاس جهانی در جهان اخذ كند؛ چه، كم نیستند معمارانی كه از كشورهای جنوب سربرآورده، افق هایی نو را برای تمامی فعالان جهانی این عرصه گشوده اند...
در مقام توسعه و ارتقای یك روش منطقه ای به روشی مورد تحسین در حوزه بین الملل در كشور هایی با شرایط مشابه ما )از نظر غنای فرهنگ ملی) به نمونه های بسیار خوبی برمی خوریم كه در این بین معماری كشورهای آمریكای لاتین مانند مكزیك و برزیل و شرق دور مانند ژاپن و مالزی به حق مثال زدنی است.
تیپولوژی مسكن از دوره ی صفویه به این صورت بوده است كه هر خانه مسكونی از سه بخش اصلی اندرونی، بیرونی، خلوت تشكیل شده است.بخش اندرونی محل زندگی، بیرونی محل كار صاحب خانه،خلوت محل پذیرائی میهمانها و افرادی كه از نقاط دور برای معامله به صاحب خانه رجوع می كردند.بخش خدماتی خانه مثل آشپزخانه در رابطه با سه بخش اصلی كه این بخش نیاز داشتند جاسازی می شده است. پس یك واحد مسكونی واحدی اداری-اجتماعی نیز است...